ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

165

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

همچنين گفته شده است : او پسر مصريم بن هرمس بن هردس بن منطون بن رومى بن ليطى بن يوناق بن يافث بن ثوبة بن سرحون بن روميط بن زنط بن توقيل بن رومى بن الاصفر بن اليفر بن عيص بن اسحاق بن ابراهيم بوده است . اسكندر ، پس از كشته شدن دارا ، بر قلمرو فرمانروائى او دست يافت و بر عراق و شام و روم و مصر و جزيره ( جزيرهء ابن عمر ) چيره شد و لشكريان خود را سان ديد كه گفته‌اند يك ميليون و چهار صد هزار تن بودند : از سپاه او هشتصد هزار و از سپاه دارا ششصد هزار تن . اسكندر به ويران ساختن دژها و آتشكده‌ها و كشتن هيربدان پرداخت و كتاب‌هاى ايشان را سوزاند و در كشور ايران مردانى را به كارها گماشت . آنگاه به سوى هندوستان شتافت . پادشاه هند - را كشت و شهرهاى هندوستان را گشود و بتخانه‌ها را ويران كرد و كتابهائى را كه حاوى علوم هنديان بود سوزاند . از آن جا روانهء چين شد . هنگامى كه بدان سرزمين رسيد ، شبانگاه پرده‌دار او پيشش آمد و گفت : « فرستادهء پادشاه چين آمده است . » اسكندر او را فرا خواند . او وارد شد و درود گفت و درخواست كرد كه خلوت كنند و او را با وى تنها بگذارند . او را تفتيش كردند و چون چيزى با وى نيافتند ، همه‌ى كسانى كه نزد اسكندر بودند ، بيرون رفتند . او همين كه خود را با اسكندر تنها يافت ، گفت :